پشت پرده پیام خصوصی مکرون به ترامپ درباره ایران| پاریس در زمین چه کسی بازی می کند؟

رویداد ۲۴| شاید امانوئل مکرون زمانی که در روزهای اخیر در یک گفت و گوی خصوصی با ترامپ در مورد ایران ، برای رئیس جمهور آمریکا پیام فرستاد، تصور یا پیش بینی نداشت که افشای این مکالمه خصوصی آن هم توسط دونالد ترامپ میتواند فرانسه را در زیر فشار نگاههای سیاسی و رسانهای قرار دهد.
افشای گفتوگوی خصوصی میان رهبران دو کشور متحد، اقدامی کمسابقه و خلاف عرف دیپلماسی است؛ اقدامی که بیش از هر چیز، بیپروایی ترامپ و بیثباتی قواعد رفتاری در سیاست خارجی آمریکا را یادآوری میکند. اما فراتر از سبک شخصی ترامپ، محتوای این پیام و اشاره مستقیم به ایران، نشان میدهد که پشت پرده روابط فراآتلانتیکی، همچنان چانهزنی بر سر پروندههای حساس خاورمیانه جریان دارد؛ چانهزنیهایی که اغلب بدون حضور و اراده کشورهای هدف انجام میشود.
بیشتر بخوانید:
جمله کوتاه و مبهم «کارهای بزرگ درباره ایران» بهسرعت به سوژه تحلیل محافل سیاسی تبدیل شد. این ابهام، بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که فرانسه در سالهای گذشته تلاش کرده خود را بازیگری متفاوت از آمریکا در قبال ایران نشان دهد؛ کشوری که مدعی نقش میانجی، تعدیلکننده تنشها و مدافع دیپلماسی بوده است. حالا، اما این پرسش مطرح است که اگر چنین نقشی واقعاً وجود دارد، چرا تحقق آن در هماهنگی با فردی، چون ترامپ تعریف میشود؛ سیاستمداری که کارنامهاش بیش از هر چیز با فشار، خروج از توافقها و بیاعتنایی به چندجانبهگرایی گره خورده است.
افشای این پیام، ناخواسته فرانسه را در موقعیتی دفاعی قرار داده است. امانوئل مکرون اکنون باید توضیح دهد که منظورش از «کارهای بزرگ» دقیقاً چیست. آیا صحبت از احیای مسیرهای دیپلماتیک است یا بازتعریف فشارها؟ آیا پاریس در پی معاملهای جدید است یا صرفاً تلاش دارد جایگاهی از دسترفته را بازسازی کند؟ سکوت یا کلیگویی در برابر این پرسشها، تنها به تشدید تردیدها درباره نیت واقعی فرانسه میانجامد.
نگاهی به کارنامه سیاست خارجی مکرون نشان میدهد که ادعای «استقلال راهبردی اروپا» بیش از آنکه به یک راهبرد عملی تبدیل شود، در حد شعار باقی مانده است. فرانسه در پروندههای مهمی از خاورمیانه تا بحران اوکراین، نتوانسته ابتکار عمل مستقلی از خود نشان دهد. در بسیاری از موارد، پاریس یا در سایه تصمیمات واشنگتن حرکت کرده یا به واکنشهای دیرهنگام و کماثر بسنده کرده است. نتیجه، تضعیف تدریجی جایگاه دیپلماتیکی است که فرانسه روزگاری به آن میبالید.
در چنین بستری، طرح ایدههایی مبهم درباره ایران بیشتر از آنکه نشانه قدرت یا ابتکار باشد، بازتابی از همین سردرگمی راهبردی است. تجربه نشان داده که بدون تعریف شفاف اهداف، ابزارها و خطوط قرمز، هرگونه «طرح بزرگ» نهتنها به نتیجه ملموس نمیرسد، بلکه بیاعتمادی طرف مقابل را نیز افزایش میدهد. ایران، در سالهای گذشته بارها هزینه وعدههای کلی و تضمیننشده اروپا را پرداخته و طبیعی است که نسبت به چنین اظهاراتی با تردید بنگرد.
اکنون و پس از اقدام جنجالی ترامپ، توپ در زمین پاریس است. امانوئل مکرون ناچار است موضع خود را روشن کند: آیا فرانسه همچنان مدعی نقش مستقل در قبال ایران است یا به بازیگری در حاشیه سیاستهای آمریکا رضایت داده است؟ پاسخ به این پرسش، نهفقط برای تهران، بلکه برای اعتبار دیپلماسی فرانسه در سطح بینالمللی تعیینکننده است. ابهام بیشتر، تنها تصویری شفافتر از تداوم ضعف و بلاتکلیفی الیزه در یکی از حساسترین پروندههای سیاست خارجی جهان ارائه میدهد.



اوائل اعتراضات در سوریه هم فرانسه استارت جنگ داخلی در سوریه رو به همراه ترکیه و امارات و عربستان زد حتی رژه ژنهای مصنوعی در پاریس با تانک برگزار کردن برای کمک به جنگ داخلی سوریه


